رفتن به محتوا
آموزش زبان عربی

راهنمای الفبا و آواها برای فارسی‌زبانان

دليل الحروف والأصوات للناطقين بالفارسية

این راهنما را در هفته اول روزی یک بار بخوانید و حرف‌ها را بلند تلفظ کنید؛ با لمس هر حرف، تلفظش را می‌شنوید. توضیح زیر هر حرف مهم‌ترین بخش است. حرف‌های قرمز (گزینهٔ «فقط صداهای خطرناک») را تا وقتی تلفظ‌شان خودکار نشده، هر روز تمرین کنید.

حروف

۱۹ حرف را مثل فارسی می‌خوانی. ۹ حرف قرمز صدایی دارند که در فارسی با حرف دیگری یکی شده؛ تا وقتی تلفظشان خودکار نشده، هر روز تمرینشان کن.

  • ا
    أَلِف

    ʾalif، ā (کشیده)

    مثل «الف» فارسی؛ فقط کشیده‌تر تلفظ شود: بَاب (bāb).

  • ب
    باء

    bāʾ، b

    بَيْتbaytخانه

  • ت
    تاء

    tāʾ، t

    تِينtīnانجیر

  • ث
    ثاء

    thāʾ، th مثل th انگلیسی think

    فارسی‌زبان آن را «س» می‌خواند؛ عربی این دو را جدا می‌کند: ثَلَاثَة (thalātha) نه salāsa.

    ثَعْلَبthaʿlabروباه

  • ج
    جيم

    jīm، j مثل «ج» فارسی

    جَدِيدjadīdنو

  • ح
    حاء

    ḥāʾ، h خشکی که از گلو می‌آید (h حلیمی)

    با «هـ» فرق دارد. تمرین: جلوی آینه دهان باز، هوای گرم از گلوی باز بیرون بده: حَرّ (ḥarr) گرما.

    حُبّḥubbعشق

  • خ
    خاء

    khāʾ، kh مثل «خ» فارسی

    خُبْزkhubzنان

  • د
    دال

    dāl، d

    دَرْسdarsدرس

  • ذ
    ذال

    dhāl، dh مثل th انگلیسی this

    فارسی‌زبان آن را «ز» می‌خواند؛ در عربی با ز یکی نیست: ذَهَبَ (dhahaba) رفت ≠ زَهَبَ.

    ذِكْرdhikrیاد

  • ر
    راء

    rāʾ، r

    رَجُلrajulمرد

  • ز
    زاي

    zāy، z

    زَيْتzaytروغن

  • س
    سين

    sīn، s

    سَمَكsamakماهی

  • ش
    شين

    shīn، sh

    شَمْسshamsخورشید

  • ص
    صاد

    ṣād، s تأکیدی (حالت دهان جمع‌تر و سنگین‌تر)

    در فارسی مثل «س» شنیده می‌شود ولی در عربی از «س» متمایز است؛ سعی کن موقع گفتنش لب‌ها را کمی جمع کنی: صَبَاح (ṣabāḥ).

    صَبَاحṣabāḥصبح

  • ض
    ضاد

    ḍād، d تأکیدی

    همان حالت سنگین «ص» اما با d: ضَحِكَ (ḍaḥika) خندید. عربی به خودش «زبان الضاد» می‌گوید!

    ضَوْءḍawʾنور

  • ط
    طاء

    ṭāʾ، t تأکیدی

    t سنگین: طَالِب (ṭālib) دانشجو ≠ تَالِب.

    طَبِيبṭabībپزشک

  • ظ
    ظاء

    ẓāʾ، z/dh تأکیدی

    سنگین‌ترین z؛ در بسیاری گویش‌ها مثل «ض» تلفظ می‌شود: ظُهْر (ẓuhr) ظهر.

    ظَلَمَẓalamaستم کرد

  • ع
    عين

    ʿayn، صدای گلوگاهی فشرده؛ بین «ا» و همزه گلو

    فارسی فقط در وام‌واژه‌ها آن را «ا/غ» می‌خواند. تمرین: وسط «آآآ» گلوت را فشار بده: عَيْن (ʿayn) چشم. این مهم‌ترین صدای عربی برای ایرانی است.

    عَلِيمʿalīmدانا

  • غ
    غين

    ghayn، gh مثل «غ» فارسی

    خودش مشترک است؛ خطر اینجاست که «ق» را هم غ بخوانید!

    غَيْمghaymابر

  • ف
    فاء

    fāʾ، f

    فَرَحfaraḥشادی

  • ق
    قاف

    qāf، q انفجاری از عمق حلق (نه غ)

    ایرانی‌ها در گفتار روزمره «ق» را غ می‌گویند؛ عربی ق و غ را کاملاً جدا می‌کند: قَلْب (qalb) دل ≠ غَلْب. تمرین: مثل k بگو اما زبان را عقب‌تر ببر تا به زبان کوچک بخورد.

    قَمَرqamarماه

  • ك
    كاف

    kāf، k

    كِتَابkitābکتاب

  • ل
    لام

    lām، l

    لَيْلlaylشب

  • م
    ميم

    mīm، m

    مَدِينَةmadīnaشهر

  • ن
    نون

    nūn، n

    نُورnūrنور

  • هـ
    هاء

    hāʾ، h سبک مثل «ه» فارسی

    با «ح» اشتباه نگیر: هَلْ (hal آیا؟) ≠ حَلْ (ḥal راه‌حل).

    هُنَاhunāاینجا

  • و
    واو

    wāw، w یا ū

    وَلَدwaladپسر

  • ي
    ياء

    yāʾ، y یا ī

    يَدyadدست

حرکات و نشانه‌ها

در فارسی این نشانه‌ها تقریباً نوشته نمی‌شوند؛ در عربی بخشی از خود کلمه‌اند و معنا را عوض می‌کنند.

ــَ

فتحه ، a کوتاه

مثل «ـَ» فارسی؛ کوتاه بگو: كَ-تَ-بَ.

ــِ

کسره ، e/i کوتاه

کوتاه‌تر از «ای» فارسی.

ــُ

ضمه ، o/u کوتاه

بین «او» و «اُ»؛ گرد لب.

ــْ

سکون ، بی‌حرکت

حرف بدون واکه: مِنْ (min).

ــّ

شدّه ، تشدید حرف

حرف را دو بار تلفظ کن (پایان اول + شروع دوم): مُدَرِّس = مُدَر+ریس.

ــً / ــٍ / ــٌ

تنوین (an/in/un) ، واکه پایانی + n نامعلوم

معادل «ـً» فارسی است اما در عربی سه حالت دارد و نقش دستوری (اعراب) دارد؛ مثل یک «ان/ین/ون» ملایم: كِتَابٌ (kitābun).

ة

تاء مربوطه ، وسط کلمه: t / آخر کلمه: h سبک

فارسی آن را «ـه» می‌نویسد؛ در عربی وسط کلمه مثل ت تلفظ می‌شود: مَدْرَسَتُهُ (madrasatuhū) مدرسه‌اش؛ در پایان جمله h سبک است: مَدْرَسَة (madrasa).

ء

همزه ، قطع ناگهانی صدا در حلق

می‌تواند روی ا، و، ی یا تنها بنشیند: أَ إِ ؤَ ئَ ءَ. در فارسی معمولاً حذف می‌شود؛ در عربی باید شنیده شود: مُؤْمِن (muʾmin).

حروف شمسی و قمری

«ال» تعریف است. اگر کلمه با حروف شمسی (۱۴ حرف) شروع شود، لام «ال» در لام بعدی جذب می‌شود و حرف شدّه می‌گیرد: الشَّمْس ← اَش-شَمْس. اگر با حروف قمری (۱۴ حرف دیگر) شروع شود، لام خوانده می‌شود: الْقَمَر ← اَل-قَمَر.

شمسی (۱۴)، لام خوانده نمی‌شود

ت ث د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ل ن

قمری (۱۴)، لام خوانده می‌شود

ا ب ج ح خ ع غ ف ق ك م ه و ي

ترفند به خاطر سپردن: شمسی‌ها بیشتر حروف سوت‌وضرب‌دارند: «تث دذرزسش صض طظ لن». قمری‌ها بقیه.

واژهٔ ۱ از ۸درست: ۰
الشَّمْس

خورشید

لامِ «ال» خوانده می‌شود؟

تفاوت‌های نوشتن با فارسی

  • چهار حرف پ چ ژ گ در عربی وجود ندارد (در وام‌واژه‌های امروزی گاهی با سه‌نقطه نوشته می‌شوند اما رسمی نیست).
  • ی و ک عربی بدون دنباله نوشته می‌شوند: ي / ك (نه ی / ک فارسی).
  • ة در پایان کلمه در فارسی «ه» نوشته می‌شود؛ در عربی همان ة می‌ماند.
  • اعداد ۴۵۶۷۸۶ شکل متفاوت دارند: ٤٥٦٧٨٦ (عربی شرقی) در مقابل ۴۵۶۷۸۶ (فارسی).
  • در متن عربی حرکات، تنوین و شدّه را جدی بگیر؛ در فارسی این نشان‌ها تقریباً استفاده نمی‌شوند.
  • همزه در عربی جای مشخص دارد (روی ا/و/ی یا تنها)؛ در فارسی معمولاً به «ی/ا» تبدیل شده است: مسؤول/مسئول.

جفت‌های خطرناک

این جفت‌ها را بلند بخوان تا تفاوتشان در دهانت جا بیفتد.

جفتآزمون
ث ↔ سثَمَر (thamar میوه) ≠ سَمَر
ذ ↔ زذَهَب (dhahab طلا) ≠ زَهَب
ح ↔ هحَلْب (ḥalb) ≠ هَلْب
ض ↔ دضَرَبَ (ḍaraba زد) ≠ دَرَبَ
ط ↔ تطَبَع (ṭabaʿ مزاج) ≠ تَبَع
ظ ↔ ذظَهَرَ (ẓahara آشکار شد) ≠ ذَهَرَ
ق ↔ غقَالَ (qāla گفت) ≠ غَال (ghāl برنده)
ع ↔ ا/ئعِلْم (ʿilm علم) ≠ إِلْم

هر حرف را در برنامه با صدا تمرین کن

راهنمای الفبا داخل برنامه هم هست، کنار دو درس رایگان خط عربی و صداهای خطرناک، با تلفظ هر حرف و تمرین.

دریافت رایگان از کافه‌بازار